فقر و تنگدستی٬ بزرگترین بلایی است که

 باعث نابودی می شود و در یک چشم به هم زدن

 هستی انسان را بر باد می دهد و نابودش می کند.

انسانیت و  شرف  را می گیرد و انسان را به دریوزگی می کشاند.

این روزها کم نیستند افرادی که سفره های خانه شان خالی است

و صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشته اند.

 آرزو می کنم که این عفریته!

 که سایه اش را بر سر بسیاری از مردم این سرزمین گسترده است

 هر چه سریعتر نابود شود.!

این شعر زبان حال بسیاری از مردم این سر زمین است

 که خواندنش دل هر آزاده ای را می لرزاند.!

 

 

یاد دارم در غروبی سرد سرد

می گذشت از کوچه ما دوره گرد

داد می زد: کهنه قالی می خرم

دست دوم، جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف سفالی می خرم

گر نداری تو، کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید، بغضش شکست

اول ماه است ونان در سفره نیست

ای خدا شکرت ولی این زندگی است؟

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت آقا! سفره خالی می خرید؟

 

 

نوشته شده توسط قرسری رضا در پنجشنبه سوم آذر ۱۳۹۰ |